سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
ml> حوزه 4 شهری مالک اشتر
 حوزه 4 شهری مالک اشتر

بسیج

سه شنبه 18 خرداد 89 ساعت 6:56 عصر

 


روزگاری شهر ما ویران نبود ............دین فر وشی اینقدر ارزان نبود


بسیج


دختران را بی حجابی ننگ بود............ رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود


 


 


 


بی تو منکر ها همه معروف شد ..........کینه توزی با ولی مکشوف شد


 


در به روی رشوه گیران باز شد.................. دشمنی با نائبش اغاز شد


 


بی تو دلهامان به جان امد بیا.................... کاردها بر استخوان امد بیا



گوش کن اینک نوای جنگ را ........... قصه ای از شهر بعد از جنگ را


قصه ای پرسوزو تاب و التهاب.............. قصه ای تلخ و سراسر اظطراب


 


قصه شهری که غرق درد بود.................. اتش شهوت درونش سرد بود


 


شهر ما شب های خیبر یاد داشت............. رمز یا زهرا وحیدر یاد داشت


 


شهر ما همت درونه سینه داشت........... با شهادت انس از دیرینه داشت


 


شهر ما روح خدا در دست داشت...... صد هزاران عاشق سرمست داشت


 


ناگها ن این شهر ما بی درد شد ................. اتش غیرت درونش سرد شد

جبهه و یاران من گم گشته اند............... غرق در نسیان مردم گشته اند

شهر من حجب و حیایت پس چه شد ............ ناله مهدی بیایت پس چه شد



ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟................. کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟

ای جماعت ناله ام را بشنوید..................... درد چندین ساله ام را بشنوید


عده ای با نامتان نان می خورن............. ای شهیدان خو نتان را می خورن

شما رفته مردم ریایی شدند.......................... و بر خی دگر شیمیایی شدند


 


نه ان شیمایی که در جنگ بود بود............. نه ان گاز سمی که بی رنگ بود


 


همانانی که رنگ ریا می زنن......................... و بر سینه سنگ خدا میزنند

به یک چک رشوه خور میشوند.................. به یک حکم مسئول کل میشوند


 


همانانی که در بی حجابی تکند........................ سزاوار یک قبضه نارنجکند


 


به سنگ تحاجم محک می شوند..................... و مثل عروسک بزک میشوند


 


از اینها بپرسد که مهران کجاست....... شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟


 


از اینها بپرسید همت کیست ؟................ از ای ن ها بپرسید باکری که بود ؟


 


همه ناگهان عافیت خو شدند................. و یک شب از این رو به ان رو شدند


 


کسی بر شهیدان سلامی نگفت......................... رضای خدا را کلامی نگفت


 


بیایید که مردم بهتر شویم........................... در این ابشار خدا تر شویم


 


بیایید تجدید پیمان کنیم................................... نگاهی به قبر شهیدان کنیم


 


نوشته شده توسط : ساسان تابع افشار

نظرات دیگران [ نظر]


بسیج

سه شنبه 18 خرداد 89 ساعت 6:56 عصر

 


روزگاری شهر ما ویران نبود ............دین فر وشی اینقدر ارزان نبود


بسیج


دختران را بی حجابی ننگ بود............ رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود


 


 


 


بی تو منکر ها همه معروف شد ..........کینه توزی با ولی مکشوف شد


 


در به روی رشوه گیران باز شد.................. دشمنی با نائبش اغاز شد


 


بی تو دلهامان به جان امد بیا.................... کاردها بر استخوان امد بیا



گوش کن اینک نوای جنگ را ........... قصه ای از شهر بعد از جنگ را


قصه ای پرسوزو تاب و التهاب.............. قصه ای تلخ و سراسر اظطراب


 


قصه شهری که غرق درد بود.................. اتش شهوت درونش سرد بود


 


شهر ما شب های خیبر یاد داشت............. رمز یا زهرا وحیدر یاد داشت


 


شهر ما همت درونه سینه داشت........... با شهادت انس از دیرینه داشت


 


شهر ما روح خدا در دست داشت...... صد هزاران عاشق سرمست داشت


 


ناگها ن این شهر ما بی درد شد ................. اتش غیرت درونش سرد شد

جبهه و یاران من گم گشته اند............... غرق در نسیان مردم گشته اند

شهر من حجب و حیایت پس چه شد ............ ناله مهدی بیایت پس چه شد



ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟................. کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟

ای جماعت ناله ام را بشنوید..................... درد چندین ساله ام را بشنوید


عده ای با نامتان نان می خورن............. ای شهیدان خو نتان را می خورن

شما رفته مردم ریایی شدند.......................... و بر خی دگر شیمیایی شدند


 


نه ان شیمایی که در جنگ بود بود............. نه ان گاز سمی که بی رنگ بود


 


همانانی که رنگ ریا می زنن......................... و بر سینه سنگ خدا میزنند

به یک چک رشوه خور میشوند.................. به یک حکم مسئول کل میشوند


 


همانانی که در بی حجابی تکند........................ سزاوار یک قبضه نارنجکند


 


به سنگ تحاجم محک می شوند..................... و مثل عروسک بزک میشوند


 


از اینها بپرسد که مهران کجاست....... شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟


 


از اینها بپرسید همت کیست ؟................ از ای ن ها بپرسید باکری که بود ؟


 


همه ناگهان عافیت خو شدند................. و یک شب از این رو به ان رو شدند


 


کسی بر شهیدان سلامی نگفت......................... رضای خدا را کلامی نگفت


 


بیایید که مردم بهتر شویم........................... در این ابشار خدا تر شویم


 


بیایید تجدید پیمان کنیم................................... نگاهی به قبر شهیدان کنیم


 


نوشته شده توسط : ساسان تابع افشار

نظرات دیگران [ نظر]


یا علی

سه شنبه 18 خرداد 89 ساعت 6:26 عصر

سبز فقط سبز علی  رهبر فقط سید علی


نوشته شده توسط : ساسان تابع افشار

نظرات دیگران [ نظر]


سید علی خامنه ای

سه شنبه 18 خرداد 89 ساعت 5:54 عصر


ما همان نسل جوانیم که ثابت کــردیم

در ره عشق جگـــــر دار از صد مردیــم


هر زمان یاد خمینی(ره) در سر ما افتـد

دور سیـد علی خــامنــه ای میگــردیم


نوشته شده توسط : ساسان تابع افشار

نظرات دیگران [ نظر]



کد دعای فرج برای وبلاگ

کد دعای فرج برای وبلاگ

کد مداحی و آهنگ مذهبی